مقاله حاضر به بررسی و تحلیل مقایسهای دو مفهوم بنیادین «عقل اخلاقی» و «عقل ابزاری» از منظر قرآن کریم و روایات اسلامی میپردازد. این دو مفهوم که در فلسفه غرب بهویژه در آثار کانت، هابرماس و هورکهایمر بهتفصیل مورد بحث قرار گرفتهاند، در سنت اسلامی نیز با ادبیات و مفاهیم خاص خود حضور دارند. پرسش اصلی این است که آیا قرآن کریم و احادیث اسلامی میان کارکرد ابزاری عقل - که در خدمت اهداف دنیوی و مادی است- و کارکرد اخلاقی آن -که ناظر به ارزشهای متعالی و هدایت انسان به سوی کمال است- تمایز قائل میشوند؟ روش تحقیق در این مقاله، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر تفسیر متون دینی است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که قرآن کریم با تأکید بر واژگانی چون «عقل»، «لُبّ»، «حِجر»، «نُهی» و «فؤاد»، ابعاد گوناگون عقلانیت را ترسیم میکند و در روایات اسلامی نیز تمایز آشکاری میان عقل معاش (ابزاری) و عقل معاد (اخلاقی-هدایتی) وجود دارد. این مقاله استدلال میکند که از دیدگاه اسلامی، عقل ابزاری در صورتی مشروع و ارزشمند است که در چارچوب عقل اخلاقی و تحت هدایت وحی قرار گیرد، وگرنه به ابزار فساد و انحراف تبدیل میشود.