تحلیل تطبیقی رابطه قرآن و سنت در آرای اندیشمندان سنتی و مدرن

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

دکتری فقه و معارف گرایش قرآن جامعة المصطفی العالمیه

چکیده

این مقاله به بررسی تطبیقی رابطه قرآن و سنت، به عنوان دو رکن اساسی تشریع در اسلام، از منظر دو جریان فکری سنتی و مدرن می‌پردازد. در نگرش سنتی، قرآن به عنوان نصّ وحیانیِ تغییرناپذیر و سنت به مثابه بیان‌گر و مفسر ضروری آن، دارای حجیتی مطلق و تردیدناپذیر هستند. سنت‌گرایان با استناد به آیات و روایات فراوان، سنت را مکمّل قرآن و کلید فهم جزئیات شریعت می‌دانند و قلمرو عصمت پیامبرj را فراتر از دریافت و ابلاغ قرآن گسترده می‌شمرند. در این دیدگاه، اجتهاد در چارچوب اصول ثابت و روش‌های شناخته‌شده اصولی انجام می‌گیرد.
در مقابل، جریان‌های مدرن با تأثیرپذیری از عقلگرایی، هرمنوتیک و علوم انسانی جدید، به بازخوانی انتقادی این رابطه دست زده‌اند. آنان با تمایز قائل شدن بین اصول ثابت اخلاقی و احکام متغیر اجتماعی، اولویت را به قرآن داده و حجیت سنت را منوط به سازگاری با عقل، اخلاق جهانی و یافته‌های علوم جدید می‌دانند. متفکرانی مانند فضل الرحمان، نصر حامد ابوزید و عبدالکریم سروش، با نگاهی تاریخی به سنت، بسیاری از احادیث را بازتاب شرایط عصر تدوین دانسته و بر ضرورت استخراج یک نظام اخلاقی جهان‌شمول از قرآن تأکید می‌ورزند. این نگاه در نهایت به انعطاف‌پذیری بیشتر در تفسیر شریعت و در مواردی، به سویه‌های سکولار و تفکیک دین از حکومت گرایش یافته است.
مقاله حاضر با مقایسه این دو دیدگاه در محورهای اصلیِ منبع‌شناسی، روش تفسیر، نقش عقل و جایگاه سنت، نشان می‌دهد که اختلافِ نظرِ بنیادین این دو جریان، ریشه در مبانی معرفت‌شناختی و جهان‌بینی متفاوت آنان دارد؛ سنتی‌ها با وحیانی و فراتاریخی دانستن سنت، به دنبال حفظ اصالت و ثبات شریعت هستند، در حالی که مدرنیست‌ها با تاریخی دیدن فهم دین، در پی تطبیق آن با مقتضیات جهان مدرن می‌باشند.

کلیدواژه‌ها